عاشقانه
در این سالها بودند و هستند کسانی که عاشقانه قدم به قدم مسیرتان را همراه و همگام با شما آمدند. پدر، مادر، معلم، دوست و هر کس که در این بازی سهیم بود را یاد میکنم. نمیگویم همه تان، که شاید اغراق کرده باشم، اما غالب شما نیز به نیکی و شایستگی محبت ها و عشقشان را پاسخ دادید و انشالله تا چند روز دیگر، به شکل بهتری آنها را پاسخ خواهید داد. پدر در این راه، احتمالا موهایش کم پشت تر و سفیدتر شده و گاهی برای شنیدن حرفهایت خسته تر از گذشته است، مادر احتمالا با وجود سختی های زیاد، هنوز همان حوصله گذشته را برای شنیدن غر زدن ها و حرفهایت دارد، معلم، با وجودی که سایه ی سنگین تبعیض هر روز بر سرش گسترده تر میشود باز با خنده هایت میخندد و خطاهایت را میبخشد. عاشقانه قدم برداشتید و عاشقانه همراه شما آمدند.
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: سجاد رضوانی